احمد بن محمد ميبدى
118
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
امين كند و امانت بر او نهد ، او هم بايد امانت را به آنكه گرفته است ردّ كند و از خشم خداى بپرهيزد و نبايد گواهى را كتمان كند كه هركس آن را كتمان كند همانا بزهكار و دلنگران است و خداوند به آنچه شما مىكنيد دانا است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 281 - وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ . . آيه . روزى و چه روزى ؟ كارى و چه كارى ؟ روز بازارى و چه روز بازارى ؟ داورى گاه دنيا بسى ديدهاى ، باش تا به داورىگاه قيامت رسى ، درگاه پادشاهان بسى ديدهاى ، باش تا درگاه عزّت صاحب جلال بينى ! ديوان مظالم پادشاهان بسى ديدهاى ، باش تا ديوان مظالم قيامت بينى ! سراپرده هيبت زده ، بساط جلال گسترده ، ايوان كبرياء بركشيده ، فراديس جمال آراسته ، دوزخ هيبت برآشفته ! خداوند فرمود : از چنين روزى بترسيد كه جهانيان همه از آغاز جهان تا آخر همه از خاك بيرون آيند و همگى زنده و به محشر رانده شوند ، يكى را بينى از خاك برآمده چون خاكستر از ميان آتش ، يكى چون درّ شاهوار از ميان صدف ، همينكه رستاخيز شد اين روىها همه رنگ دلها گيرد ، هرك را امروز دل سياه است ، فردا روى سياه باشد و هرك را امروز دل روشن است و به نور دانش و معرفت آراسته ، فردا آن روشنائى نمايان شود و رنگ رويش آفتابوار در عرصهء كبرى بتابد ، چه زيان اگر در اين جهان رنگ ظاهر سياه باشد ، دلى هست چون شمع رخشان و خورشيد تابان ، چه باشد اگر كيسه تهى ولى سر آبادان ! و خداوند به او نگران ! چه روزى ؟ آه از آن روزى كه بينى خلق را حيران شده * جانها بر لب رسيده ديدهها گريان شده ! 282 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ . . آيه . اگر خداوند درب معاملات ربائى را بست درى ديگر برگشاد ، اگر درب ربا را بست درب سلم را برگشاد ، چنين است سنّت خدا ، اگر راهى به حكمت بربندد ، صد ميدان به رحمت در پيش نهد . « خدا گر ز حكمت ببندد درى * ز رحمت گشايد در ديگرى » اگر از يك لقمه باز زند صدا نواله درپيچد ! نيكبخت كسى است كه كار خود با خداى گذارد و از حول و قوّت خويش بيرون آيد ، تا كار وى چنان كه بايد بسازد ، بنده خود را چنان كه بايد نشايد و به كار نيايد ، چنان كه خداى را شايد و به كار آيد ! نبينى كه براى برداشت دشمنى و جنگ و ستيز و صلاح معاش ، بندگان را چگونگى معاملات آموخت و راه احتياط و صحت و درستى و فساد و نادرستى دادوستد را نشان داد ، و دبيران و گواهان عدل را بر اثبات حقوق برگماشت تا خصومت از ميان برود و همگى برادروار باهم زندگى كنند . وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ . آيه . در معاملات وام و سلف دو نفر گواه گيريد اگر باشد دو مرد و اگرنه يك مرد و دو زن و شهادت در زناشوئى و نكاح واجب ولى در معاملات نيكو و پسنديده و به احتياط نزديكتر و به استوارى معاملات همراهتر است و شهادت زن در نكاح و طلاق و رجوع و وصيّت و وكالت و قتل عمد مردود و از مرد مقبول است . ولى شهادت زن در عيب زنان و در ولادت و رضاع و قاعدگى مقبول و از مرد تنها ، مردود است و در امور مالى مانند بيع و اجاره و رهن و ضمان و هبه و مانند آن شهادت هر دو مقبول است « 1 » و بطور كلّى شاهد بايد داراى شرائط مقرّر باشد از جمله با مروّت باشد بدينگونه كه در كوچه و خيابان طعام نخورد و بر خلاف زىّ معتاد از خانه بيرون نيايد و فاسق نباشد ، بدينگونه كه از گناهان بزرگ بپرهيزد و طاعتش از گناهان كوچك بيشتر باشد .
--> ( 1 ) در موضوع شهادت ، فتواى فقهاء مختلف است .